بعد از 22 بهمن، با گشت کوتاهی در سایت های مربوط به جنبش سبز یا سایت هایی که طرفداران جنبش در اونها فعالیت می کنند، به نظر می رسید که فضایی یأس آلود بر معترضین به مسائل به ظاهر 8 ماه اخیر ایجاد شده. هرچند این نا امیدی گریبان همه رو نگرفته اما عده ای رو به شدت می رنجونه. مطمئناً این فضا، کاملاً احساسی و نه از روی منطق هست چون شکستی درکار نبوده و همه و همه تنها تجربه و درس گرفتن هست. به هر حال ما جوان های معترض امروز، نسلی بودیم که یا در زمان انقلاب نبودیم یا کوچکتر از آن بودیم که مبارزات آن زمان را به عینه ببینیم. به دلیل فضای بسته کشور در 30 سال گذشته هم از دیگر مردم دنیا مبارزه و اعتراض مسالمت آمیز را یاد نگرفتیم. اما معتقدم استعداد شگرفی در یادگیری و ابتکار داریم. پس اول از همه بیاین همین الان این روحیه نا امیدی، هرچقدر هم که کم هست، رو از خودتون بیرون کنین و بدونین که همین سال گذشته، باهوش ترین و آگاه ترین ما به سیاست هم پیش بینی چنین اعتراض گسترده ای رو در عرض 1 سال نمی کرد. ما همه میدونیم که بیشماریم پس تنها باید نگران اثبات این بیشماری و هدایت اون باشیم. نه ریزش اون. عده ای از ما برای این منظور به دنبال روش های مختلف برای مبارزه و نشون دادن خودمون می گردیم و پیشنهادات مختلفی ارائه میدیم. تقریباً همه این پیشنهادات از روی عشق به وطن و دلسوزی برای مردم هست، اما گاهی از روی احساس یا نا آگاهی ممکنه اشتباهاتی رو مرتکب بشیم که صدمات جبران ناپذیری به ما بزنه. اینجا میخوام راجع به یکی از همین اشتباهات بالقوه بگم که باید در موردش به شدت آگاه و هوشیار بود. چهارشنبه سوری.
خیلی از بچه ها در مورد شرکت اعتراضی در چهارشنبه سوری صحبت کردند و از مضرات اون گفتن. اینجا من فقط به چند جمله اکتفا می کنم که هر چقدر هم این روز فرصت نابی برای ما باشه، فرصتی فوق العاده برای تبلیغ علیه ماست. مثل برنامه عاشورا که هزینه های زیادی رو برای جنبش داشت، یعنی کشته شدن حداقل 8 نفر. از دست دادن یه فرصت به ظاهر استثنایی خیلی بهتر از تبدیل کردن اون به فرصتی برای طرف مقابل (حکومت) هست. هرچند من چندان هم به فرصت بودن این روز اعتقاد ندارم اما حتی اگر هم بهترین برنامه ممکن باشه، باید برای حفظ چهره لطیف و مهربان جنبش از اون صرف نظر کرد. به نظرم بهترین کار در شرایط فعلی گذشتن از چهارشنبه سوری به خصوص به دلیل نوعاً جشن و شادی بودن اون، و همچنین خطر آفرین بودن اون در سالهای اخیرهست.
دوستان حرفی رو به راستی و منطقی میزنن و اینکه اگر این مراسم رو رد می کنین ایده دیگه ای بدین. متأسفانه ایده ای که بشه باهاش بر روی مردم تأثیر گذاشت، به این راحتی و با دو روز فکر کردن من و شما به دست نمیاد. باید انقدر آزمون و خطا کرد تا نقطه ضعف اساسی طرف مقابل رو پیدا کنیم. من در این 8 ماه احساس می کنم یکی از بزرگترین نقاط ضعف حکومت دانشگاه ها هستند که ما اونها رو خیلی راحت کنار گذاشتیم. از اتفاق تلخ دانشگاه مشهد دیگه تقریباً در هیچ دانشگاهی فعالیت خاصی ندیدیم. البته من فقط منظورم تجمع نیست، هر شیوه مسالمت آمیزی در دانشگاه ها میتونه قابل فکر کردن باشه. فقط کافیه روی این موضوع تمرکز کنیم. میبینیم که چه ایده های نابی به ذهن همه میرسه. حکومت به صورت عریانی ترس خودش رو از دانشجوها و دانشگاهیان نشون داده و ما میتونیم حسابی از این نقطه ضعف استفاده کنیم. بیاین به صورت گسترده در این مورد فکر کنیم و از ایده های دیگران هم استفاده کنیم. تا شاید بتونیم شیوه قابل قبول و مهمتر از اون قابل ادامه دادنی رو در دانشگاه ها یا هر جای دیگه ای دنبال کنیم.
در مورد چهارشنبه سوری هم بیاین با الله اکبر های شبانه خودمون بر روی پشت بام ها بدون ترقه و فشفشه و هر وسیله نورانی و صدادار دیگه و تنها با یک شمع یاد و خاطره شهیدای سبزمون رو زنده کنیم.
به امید پیروزی جنبش سبز و ملی ایران
