چهارشنبه سوری

بعد از 22 بهمن، با گشت کوتاهی در سایت های مربوط به جنبش سبز یا سایت هایی که طرفداران جنبش در اونها فعالیت می کنند، به نظر می رسید که فضایی یأس آلود بر معترضین به مسائل به ظاهر 8 ماه اخیر ایجاد شده. هرچند این نا امیدی گریبان همه رو نگرفته اما عده ای رو به شدت می رنجونه. مطمئناً این فضا، کاملاً احساسی و نه از روی منطق هست چون شکستی درکار نبوده و همه و همه تنها تجربه و درس گرفتن هست. به هر حال ما جوان های معترض امروز، نسلی بودیم که یا در زمان انقلاب نبودیم یا کوچکتر از آن بودیم که مبارزات آن زمان را به عینه ببینیم. به دلیل فضای بسته کشور در 30 سال گذشته هم از دیگر مردم دنیا مبارزه و اعتراض مسالمت آمیز را یاد نگرفتیم. اما معتقدم استعداد شگرفی در یادگیری و ابتکار داریم. پس اول از همه بیاین همین الان این روحیه نا امیدی، هرچقدر هم که کم هست، رو از خودتون بیرون کنین و بدونین که همین سال گذشته، باهوش ترین و آگاه ترین ما به سیاست هم پیش بینی چنین اعتراض گسترده ای رو در عرض 1 سال نمی کرد. ما همه میدونیم که بیشماریم پس تنها باید نگران اثبات این بیشماری و هدایت اون باشیم. نه ریزش اون. عده ای از ما برای این منظور به دنبال روش های مختلف برای مبارزه و نشون دادن خودمون می گردیم و پیشنهادات مختلفی ارائه میدیم. تقریباً همه این پیشنهادات از روی عشق به وطن و دلسوزی برای مردم هست، اما گاهی از روی احساس یا نا آگاهی ممکنه اشتباهاتی رو مرتکب بشیم که صدمات جبران ناپذیری به ما بزنه. اینجا میخوام راجع به یکی از همین اشتباهات بالقوه بگم که باید در موردش به شدت آگاه و هوشیار بود. چهارشنبه سوری.

خیلی از بچه ها در مورد شرکت اعتراضی در چهارشنبه سوری صحبت کردند و از مضرات اون گفتن. اینجا من فقط به چند جمله اکتفا می کنم که هر چقدر هم این روز فرصت نابی برای ما باشه،  فرصتی فوق العاده برای تبلیغ علیه ماست. مثل برنامه عاشورا که هزینه های زیادی رو برای جنبش داشت، یعنی کشته شدن حداقل 8 نفر. از دست دادن یه فرصت به ظاهر استثنایی خیلی بهتر از تبدیل کردن اون به فرصتی برای طرف مقابل (حکومت) هست. هرچند من چندان هم به فرصت بودن این روز اعتقاد ندارم اما حتی اگر هم بهترین برنامه ممکن باشه، باید برای حفظ چهره لطیف و مهربان جنبش از اون صرف نظر کرد. به نظرم بهترین کار در شرایط فعلی گذشتن از چهارشنبه سوری به خصوص به دلیل نوعاً جشن و شادی بودن اون، و همچنین خطر آفرین بودن اون در سالهای اخیرهست.

دوستان حرفی رو به راستی و منطقی میزنن و اینکه اگر این مراسم رو رد می کنین ایده دیگه ای بدین. متأسفانه ایده ای که بشه باهاش بر روی مردم تأثیر گذاشت، به این راحتی و با دو روز فکر کردن من و شما به دست نمیاد. باید انقدر آزمون و خطا کرد تا نقطه ضعف اساسی طرف مقابل رو پیدا کنیم. من در این 8 ماه احساس می کنم یکی از بزرگترین نقاط ضعف حکومت دانشگاه ها هستند که ما اونها رو خیلی راحت کنار گذاشتیم. از اتفاق تلخ دانشگاه مشهد دیگه تقریباً در هیچ دانشگاهی فعالیت خاصی ندیدیم. البته من فقط منظورم تجمع نیست، هر شیوه مسالمت آمیزی در دانشگاه ها میتونه قابل فکر کردن باشه. فقط کافیه روی این موضوع تمرکز کنیم. میبینیم که چه ایده های نابی به ذهن همه میرسه. حکومت به صورت عریانی ترس خودش رو از دانشجوها و دانشگاهیان نشون داده و ما میتونیم حسابی از این نقطه ضعف استفاده کنیم. بیاین به صورت گسترده در این مورد فکر کنیم و از ایده های دیگران هم استفاده کنیم. تا شاید بتونیم شیوه قابل قبول و مهمتر از اون قابل ادامه دادنی رو در دانشگاه ها یا هر جای دیگه ای دنبال کنیم.

در مورد چهارشنبه سوری هم بیاین با الله اکبر های شبانه خودمون بر روی پشت بام ها بدون ترقه و فشفشه و هر وسیله نورانی و صدادار دیگه و تنها با یک شمع یاد و خاطره شهیدای سبزمون رو زنده کنیم.

به امید پیروزی جنبش سبز و ملی ایران

دیدگاهی بگذارید »

نتایج نظرسنجی در مورد برگزاری راهپیمایی «سکوت» در 22 بهمن

هرچند فقط 224 نفر در نظرسنجی وبلاگ شرکت کردند اما چون گفته بودم نتایج رو قبل از 22 بهمن اعلام می کنم، نتایج رو تو این پست میگم. نتایج تقریباً از همون ابتدا ثابت بود و البته جالب :

54% کاملاً با برپایی راهپیمایی به صورت راهپیمایی سکوت موافقند. 24% کاملاً مخالفند. 21% موافقند اما اعتقاد دارند که امکان پذیر نیست. از نظر  4% هم تفاوتی بین راهپیمایی سکوت و غیر سکوت نیست.

به هر حال اینکه شرایط در روز 22 بهمن و در راهپیمایی به چه شکل باشه در نوع اعتراض سبزها میتونه کاملاً مؤثر باشه. مسئله اصلی پیدا کردن همدیگه در اون جمعیت هست که اگر مثل روز قدس عملی بشه واقعاً میتونه یه راهپیمایی فوق العاده رو بسازه. اگر کوچکترین جمعی رو هم پیدا کردین بهشون بپیوندین تا بقیه هم شما رو ببینند.

به امید پیروزی جنبش سبز و مسالمت آمیز ملت ایران

دیدگاهی بگذارید »

فیلتر sms

با دوستان متوجه شدیم sms هم مثل اینترنت حسابی فیلتر هست. ما از یک شماره همراه اول به همون شماره این sms ها رو امتحان کردیم :

کاموای سبز بخر : send شد ولی فیلتر شد و نرسید.

کاموای آبی بخر : send شد و در عرض 2 ثانیه رسید.

سبزی تازه بخر هم فیلتر شد. میرحسین موسوی هم همینطور.

فینگیلیش هم گویا همینه.

به نظر میاد sms هایی که لغات خاصی دارند delivered نمی شن و ذخیره می شن تا بررسی بشن.

به هر حال مراقب sms هاتون باشین.

دیدگاهی بگذارید »

رو به فردا

برنامه رو به فردا را خیلی از ما نگاه می کنیم. مخصوصاً از زمانی که دکتر مطهری درآن حرفهایی را برای اولین بار آن هم به عنوان یک اصولگرا در صدا و سیما مطرح کرد که شبیه حرف های خیلی از ما معترضین بود. هرچند برنامه پنجشنبه شب را می توان بهترین برنامه در این مجموعه دانست و باید از دکتر اطاعت (که خیلی از ما او را تا به حال نمی شناختیم) بابت صحبت ها و دفاع جانانه اش از جنبش سبز و اعتراضی مردم ، سران جنبش و نیز اصلاح طلبان دربند  تشکر کرد. مهمترین نکاتی که دکتر اطاعت به آن ها اشاره کردند را می توان این گونه دسته بندی کرد :

1- اعتقاد به تقلب در انتخابات: با وجود این که دکتر اطاعت صریحاً به این مطلب اشاره نکرد اما چندین بار و به زبان های مختلف به گونه ای صحبت کرد که واضح بود نتیجه انتخابات را نپذیرفته  وبرخلاف کواکبیان که مستقیماً اشاره کرد که دولت بعد از نهم و احمدی نژاد را مشروع می داند، هیچ جا سخنی از مشروعیت دولت  به میان نیاورد . دکتر اطاعت با بیان برخی تخلف ها، تقلب ها و فریب های قبل از انتخابات چون قطار تبلیغاتی و یک بار مصرف شیراز، حمایت علنی 8 تن از اعضای شورای نگهبان از احمدی نژاد و حکم دستگیری سران اصلاح طلب 4 روز قبل از برگزاری انتخابات، به مردم حق داد که معترض و عصبانی باشند و این انتخابات را سالم ندانسته و به نتیجه آن معترض باشند.

2- مطرح کردن سایر اعتراضات مردم به حکومت: وی چندین بار به طور مستقیم اشاره کرد که اعتراضات مردم را فراتر از انتخابات میداند. دکتر اطاعت به مسائلی مانند رد صلاحیت های بسیار در انتخابات مجلس، وضع بسیار بد  اقتصادی و معیشتی مردم، ناکارآمدی مجلس فعلی در مسائل مختلف اعم از طرح هدفمند کردن یارانه ها، و عدم آزادی بیان به خصوص توقیف روزنامه ها اشاره کرد که زاکانی هیچ جوابی برای هیچ یک نداشت و بدون هیچ پاسخی از آن ها گذشت.دکتر اطاعات همچنین تعداد معترضین را بسیار فراتر از افرادی دانست که در خیابان و در راهپیمایی ها اعتراض خود را نشان دادند.

3- استفاده از سخنان حضرت علی (ع) و نیز قانون اساسی جهت حمایت از خواسته های جنبش سبز: دکتر اطاعت نمونه های زیبایی از سخنان حضرت امیر به مالک اشتر و افراد دیگر را مطرح کرده و نتیجه گرفت که این حکومتی که خود را طرفدار علی (ع) می داند چه فاصله دوری با شیوه حکومت داری آن حضرت دارد. از جمله آن ها می توان به نحوه برخورد ایشان با خوارج، توصیه به مالک در مورد نحوه برخورد با اعتراض مردم واشاره کرد. دکتر اطاعت همچنین از قانون اساسی و بندهای مختلف آن استفاده کرده و اولاً قانونی بودن تجمعات مردم را طبق اصل 27 ثابت کرد، ثانیاً حکومت مطلق  را تنها از آن خدا دانسته که به مردم داده شده و هیچ کس (از نظر من ولی فقیه) حق گرفتن آن را ندارد و ثالثاً از دولتی بودن رسانه به شدت انتقاد کرده و مطابق با اصل 44 آن را همانند سازمانهای دیگری چون بانک، بیمه و غیره دانست که همگی خصوصی سازی شده و تنها صدا و سیما در این میان دولتی مانده است.ضمناً در مورد اصل 27 و در پاسخ به سوال زاکانی مبنی بر امکان ایجاد اغتشاش در تجمعات به نیکی پاسخ داده و نیروی انتظامی را موظف به حفظ امنیت تجمعات دانستند.

در مجموع صحبت های دکتر اطاعت در برنامه رو به فردا از چندین حیث قابل ستایش و تقدیر هست و حقایقی رو پیش چشم بینندگان برنامه قرار داد که تا حالا حتی به اون ها فکر هم نمی کردند. اما  انتقادی که من از ایشون دارم (بیشتر میشه گفت انتظاری که شاید چندان برآورده نشد) این هست که چرا دکتر اطاعت در برنامه این سوال را مطرح نکردند که  چرا صدا و سیما انواع و اقسام افراد رو دعوت می کنه تا رفتار موسوی و کروبی رو زیر سوال ببرند و افرادی هم از اونها دفاع کنند  ولی جرأت دعوت کردن و اجازه صحبت و دفاع دادن  رو به هیچ یک از سران جنبش سبز (به قول اونها فتنه) نداره. این سوالی بود که میتونست قطعاً بیننده ها رو به فکر فرو ببره و این خواسته از طرف عده بیشتری در جامعه مطرح بشه.

به امید پیروزی جنبش سبز و فردایی بهتر برای ایران


Bookmark and Share

دیدگاه‌ها (1) »

یک معترض سبز کلاس اولی !

معترض سبز کلاس اولی !

ظهر عاشورا ، تقاطع امیرآباد و بلوار کشاورز.

از دیدن آن همه نیروی ضد شورش و لباس شخصی اول یکم ترسیده بود. اما پیشونی بند سبزش رو که یه یا حسین قرمز روش نوشته بود محکم بسته بود. هر وقت از کنار پلیس رد می شدیم کلاهش رو روی سرش می کشید تا نفهمن یه معترض سبز کوچولوه. اما از جلوشون که رد می شدیم دوباره با افتخار سربندش رو بیرون می آورد  و از پشت شیشه به همه دو انگشت پیروزیش رو نشون میداد. خدا میدونه چه قندی تو دل همه آب میشد با دیدن این کوچولوی شجاع وسط اون میدون جنگ نابرابر. هر چی که گذشت، شجاع تر شد. دیگه فقط میخندید و شاد بود. سربندش رو درآورده بود و کرده بود مچ بند. از ماشین پیاده شده بود و به گارد اون طرف چهار راه V نشون میداد. براش یه بازی شده بود که گارد حمله کنه و بپره تو ماشین و آستینشو بکشه رو مچ بندش. وقتی هم گارد میرفت باز پیاده بشه و با تمام وجود الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور بگه. تمام اون مدت به یه چیز فکر می کردم. این که اگر ما رو سرکوب کنند با این نسل جدید که از کودکی در تظاهرات بوده واین صحنه ها رو دیده و همه  شعارها رو یاد گرفته  چه می کنند.

تا شب از من میخواست که شعارها رو باز براش بگم تا خوب حفظ بشه. حالا دیگه از اون روز انگار مثل ما یه مبارز واقعی شده. دیگه حتی وقتی میخواد سر به سرت بذاره بهت میگه احمدی نژاد یا لباس شخصی.

دیدگاه‌ها (4) »

نظرسنجی درباره راهپیمایی سکوت

هر وقت به راهپیمایی سکوت 25 خرداد انقلاب تا آزادی و 27 خرداد هفت تیر تا بلوار کشاورز فکر می کنم (متأسفانه نتونستم بهارستان رو شرکت کنم) احساس غرور می کنم و ایمان می آورم که جنبش سبز ما قطعاً پیروز خواهد شد. همه ما می دانیم این جنبش شاهد خون های بی گناهی بود که  پیروزی آن را قطعی می کند. اما حرف من الان راجع به پیروزی جنبش نیست بلکه راجع به نوع اعتراضات و به خصوص راهپیمایی ها می خواهم یک نظرسنجی در بلاگ انجام دهم.

مطمئناً راهپیمایی 25 خرداد ما عاملی برای ادامه این اعتراضات مدنی و نگاه همه دنیا به ما شد. به قول عزت الله سحابی، چنان اثری بر روی کودتاچیان گذاشت که باعث شد هرگز حرفی از آن نزنند و سعی کنند برای همیشه فراموشش کنند. اما مردم سبزی که در آن راهپیمایی همه فریادهای خفته خود را با یک علامت V ساده با دو انگشت دست هاشون به سر کودتاچیان آوار کردند هرگز چنین اعتراض مدنی و اثر گذاری را فراموش نمی کنند. هرچند متأسفانه با صحبت های رهبر! جمهوری اسلامی در 29 خرداد و در نماز جمعه آن روز، راهپیمایی سکوت مردم در 30 خرداد به خونین ترین راهپیمایی ایران بعد از انقلاب تبدیل شد و ما ندا و شهدای دیگری را از دست دادیم. از آن روز بود که راهپیمایی سکوت بی معنی شد و خشم و نفرت همه ما سبزها از قاتلین و دیکتاتوری هر روز شعاری جدید شد و بر دیوارها، اسکناس ها و قلب ها نوشته شد و بر زبان ها جاری گشت. شعارهایی که خواسته های جنبش را هر روز واضح تر از گذشته بیان می کرد. شعارهایی که از بزرگی خدا کمک می خواست تا دیکتاتور را نابود کند.

اما از نظر من این شعارهایی که هر روز تندتر و تندتر می شد، هر چند ساده ترین راه برای بازگویی درد و رنج دلهای سوخته مردم بود، اما تا حدی خشونت را از جانب دیگر بیشتر کرد. بدون شک علت اصلی خشونت خیانت پیشگان نه شعارهای ما سبزها  که دلهای سیاه و دوداندودی بود که حیات خویش را بر نیستی دیگری می دید و ایران را تنها جایی برای بودن و زیستن خویش می دید نه مخالفانش. اما در همه راهپیمایی ها شاهد بودم که هر شعار ما لرزه بر اندام آن ها می انداخت و ترس آنها به ضربه ای تبدیل می شد و بر بدن بی گناهی فرود می آمد.دلم برای آن روزهای سبز بعد از انتخابات که راهپیمایی های انبوه مردم در سکوت نقل هر مجلسی بود و مایه مباهات یک ملت در دنیا و نماد ایستادگی بود و مقاومت خیلی تنگ شده. احساس کردم شاید بازهم بتوان صحنه بی بدیل 25 خرداد را در 22 بهمن تکرار کرد و در مقابل تمام شعارهای تمامیت خواهانه کودتا و طرفدارانش با سکوت نشان داد که ما با شما فرق داریم. ما چون شما ایران را تنها برای خود نمی خواهیم. ما تنها دولت سبز ملی می خواهیم که دیکتاتوری در آن راهی ندارد. که دروغ در آن تعریفی ندارد، که قتل و خونریزی و وحشی گری در آن جایگاهی ندارد. که همه، چه سبز و چه غیر سبز، خواهان آبادی ایران به دست منتخبان واقعی ملت ایران هستند.

اما این تنها نظر من یک قطره سبز این موج سبز و بی شمار است. تصمیم گرفتم نظرسنجی در بلاگ بگذارم تا نظر دوستان گمنام اما همراه و هم هدفم را بدانم. لطفا در نتیجه گیری درست به من کمک کنید.

دیدگاه‌ها (18) »

به هر دعوتی برای تجمع و راهپیمایی نباید پاسخ دهیم

نمی دونم تا چه حد حس من به من راست میگه. اما احساس می کنم برنامه پنجشنبه فقط برای کشتار بیشتر، دستگیری بیشتر و ایجاد رعب و وحشت بیشتر در بین مردم از طرف خود حکومت طراحی شده. فکر می کنم تو این اوضاع آشفته و ناپایدار کنونی نباید بی گدار به آب زد و نسنجیده عمل کرد. نباید فقط هزینه داد و از هرگونه دستاوردی صرف نظر کرد. به نظر من که فقط یه مبارز سبزم، این برنامه پنجشنبه اصلاً برنامه خوبی نیست و توصیه می کنم شرکت نکنیم. الان حکومت قصد دستگیری گسترده و کشتن یه عده زیاد برای ایجاد ترس و خفقان داره و به نظرم ما باید عاقل تر از اینها باشیم. شاید من رو محکوم کنین که ترسیدم اما باور کنین فقط هزینه دادن هیچ چیزی رو درست نمی کنه. تا الان تقریباً همه برنامه های ما خوب بود و تونسته بودیم حسابی حکومت رو مستأصل کنیم. اما متأسفانه برنامه عاشورا 38 نفر رو از ما گرفت، عده زیادی رو ترسوند و یه ابزار عالی برای سرکوب دست حکومت داد. فکر کنم اشتباه دوم رو مرتکب نشیم بهتره. اما به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

دیدگاه‌ها (2) »

عاشورا

عاشورا ی سبز سبز سبز

روز تصمیم برای همگان فرا رسیده است. گر نرفتیم و حسین را سر بریدند نه توابین و نه مختار این سرا را سودی نخواهند بخشید

اعتراف می کنم هیچ سالی محرم چنین حالی نداشتم. هر سال تاسوعا و عاشورا مراسمی می رفتم و گاهی اشکی می ریختم و بعد همه چیز تمام می شد. انگار وظیفه من هر سال تنها پوشیدن لباس مشکی بود و ریختن اشکی بر حسینی که آزاده زیست و آزاده به شهادت رسید. انگار فراموش کرده بودم که خود زیر ستم ستمگرانی زندگی می کنم که هویتم را نیز از من گرفته اند. یاد گرفته بودم که من زنم و هویت من مردی است که یا در کنار من زندگی می کند یا چون پدر و برادر کفالت من را بر عهده دارد. نمی دانستم زینب (س) هنگامی با سخنان کوبنده اش به مبارزه برادرش با یزید معنا داد که تنها مرد کاروانش کودک نوجوان برادرش بود. فکر می کردم عشق حسین یعنی گریستن بر کاروانی که اگرچه اسیر بود اما استوار بود و پیروز. گمان می بردم ظلم را تنها در کربلا می توان یافت . نمی خواستم باور کنم که هر روز بر هزاران و شاید میلیونها زن و مرد و کودک و پیر و جوان ایران عزیزم چه ستم ها که روا داشته نمی شود. اما امسال با چشم خود دیدم و باور کردم.

باور کردم که حسین (ع) نه برای بیعت گرفتن از یزید که برای آشکار کردن بی لیاقتی  و بی عدالتی یزید بود که جنگید. دانستم که حسین و یارانش اقلیتی بودند که حق بر جانب آن ها بود و با اکثریتی جنگیدند که بنده قدرت بودند و مالک حکومت. حسین (ع) نه حکومت داشت، نه بیت المال داشت و نه لشکر مجهز. فقط دلی آگاه داشت از ظلم حکومت و امیدی وصف ناپذیر به لطف الهی

امروز نیز من و تو باید ارج نهیم بر این مبارزه تاریخی علیه ظلمی که حکومت های ناثواب بر مردم بی دفاع روا می دارند. بیا من و تو نیز به این تاریخ کهن بپیوندیم و نگذاریم ما را قوم کور و کر بنامند. نگذاریم غفلت از آن ما شود. بگذار دشمن من و تو بداند که ما حقیقت حسین و کربلا را به راستی درک کردیم و او تنها سینه زنی را از کربلا به میراث برد. بیا نشان دهیم ما باطن سبز حسین را دیدیم و او تنها خون سرخ رنگ حسین را

دیدگاهی بگذارید »

The Islamic Revolution and the Green Movement

درس هایی از انقلاب 57 جهت تحقق اهداف جنبش سبز

چه با مبانی فکری و ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی 57 موافق باشیم و چه مخالف، این انقلاب با براندازی حکومت سلطنتی پهلوی به وقوع پیوست و شاه از ایران فرار کرد. پدران و مادران ما و مبارزین شناخته شده پیش از انقلاب خاطرات خود را از انقلاب به شیوه های مختلف بیان کرده و می کنند. اما آنچه در اکثر این خاطرات مشابه و البته با واقعیت سازگار است این است که اعتراضات مردمی به حکومت شاه بعد از عید فطر سال 57 و هفدهم شهریور به صورت چشمگیر و تأثیرگذار به خیابان های بسیاری از شهرها کشیده شد. شاید تا قبل از آن، صدای مرگ بر شاه در کمتر محله ای و کمتر شهری شنیده شده بود؛ چرا که مردم نه انگیزه ای کافی برای قیام همگانی داشتند و نه امیدی به پیروزی.

اما در 17 شهریور 57 و با بروز اتفاقات تلخ آن روز و کشته شدن عده ای از مردم، آن روی ظالم و ستمگر رژیم برای مردم عیان شده و نفرت عمیقی از حکومت و شخص شاه بر دل مردم ایجاد شد و همه بدون آن که پیمانی را رسماً امضا کنند، در دل های خود عهد بستند که تا آزادی ایران از پای ننشینند؛ حتی اگر در این راه جان خود را از دست بدهند. از آن پس بود که ابتدا تهران و سپس شهرهای دیگر به صحنه تظاهرات و اعتراضات خیابانی مردم تبدیل شد. در برخی تظاهرات عده ای توسط مأمورین حکومتی کشته شده و در مراسم مختلف سوگواری آن ها باز تظاهراتی دیگر و کشته های بیشتر رخ می داد. تا جایی که در 26 دی ماه، شاه از ایران خارج شد.

همه این مقدمات دو نکته قابل توجه را در مورد انقلاب 57 خاطر نشان می کند:

اول آنکه سیر پیروزی انقلاب اگرچه به تعبیری از 15 خرداد 1342 آغاز شده و به 22 بهمن 1357 ختم می شود، اما عملاً از 17 شهریور 1357 تا 22 بهمن، یعنی تنها در مدت 5 ماه، صدای الله اکبر روی پشت بام ها، تظاهرات خیابانی، شعارهای ضد رژیم اعم از مرگ بر شاه، دیوار نویسی و سایر روشهای مبارزه غیر مسلحانه در ایران نمایان بود.

دوم آنکه زمانی فرآیند مبارزات جان تازه ای گرفت و امید پیروزی در دل های مردم شکوفا شد که مبارزات به غیر از تهران و شهرهای مهمی چون قم و تبریز، به سایر شهرستان ها نیز کشیده شد، زمانی که در کمتر شهرستانی در ایران مردم دست به تظاهرات و مبارزه نزدند.

از نکاتی که بیان کردم قصد گرفتن دو نتیجه مهم در ارتباط با جنبش سبز ملت ایران دارم. هرچند از دیدگاه من این جنبش تفاوت های آشکاری را به لحاظ اهداف مبارزین و نوع رهبری با جنبش انقلاب اسلامی دارد و هدف من در این نوشته بررسی کامل شباهت ها و تفاوت های دو جنبش با یکدیگر نیست، بلکه تنها به دو نتیجه اکتفا می کنم.

نخست، با وجود آن که حکومت در مدت 6 ماه اخیر پس از انتخابات علاوه بر ممانعت از برگزاری راهپیمایی ها و حرکات خودجوش مردمی از طریق به کار گرفتن خشونت شدید علیه مردم، به شدت بر روی جمع آوری نیروهای دنباله رو بی چون و چرا همچون بسیج و سپاه تمرکز کرده و از هیچ جلسه و سخنرانی برای آماده سازی اذهان آن ها در جهت دفاع از فعالیت های غیر قانونی خود فروگذار نکرده، اما به وضوح شاهد روی آوردن اقشار مختلف مردم با سلیقه ها و اعتقادات مذهبی مختلف به جنبش سبز هستیم. به گونه ای که شاید این جنبش راه چندین ساله نهضت انقلاب از سال 42 تا 57 را تنها در مدت 1 ماه طی کرده است. پس از روزهای نخستین مبارزات، جنبش به درک درستی از شرایط موجود و خواسته های مشترک و نقش افراد مختلف در آن رسید. از آن پس، هر یک از تجمعات اعتراضی مردم به صحنه قدرت نمایی جنبش تبدیل شده و حالا حکومت می داند با چه جمعیتی و با چه خواسته هایی روبروست. با مقایسه این مبارزات با مبارزات 57 در می یابیم که ملت سبز ایران شاهد از هم پاشیدگی و دستپاچگی شدید حکومت است و تحقق اهداف را هر روز نزدیک تر می بیند. در نتیجه ناامیدی در چنین فضایی مخرب ترین عامل است؛ چرا که کمتر نهضتی در چنین مدت کوتاهی به چنین اهداف بزرگی دست یافته است. اگرچه صبر و استقامت مهمترین عامل پیروزی هر جنبشی است.

دوم، پس از درگذشت ناگهانی آیت الله العظمی منتظری و تبدیل شدن اصفهان، نجف آباد و قم به صحنه اعتراضات شدید مردم، به خصوص مردمی که برای اولین بار شاهد آن جمعیت عظیم معترض، آن شعارها و آن برخوردها بودند، امید تازه ای در دل مبارزین سبز این جنبش روییده است. عده ای که از شهرستان های مختلف به قم آمده و شاهد برگزاری بزرگترین راهپیمایی بدون سکوت جنبش بودند، بدون شک اکنون با باور بیشتری خبرهای نهضت را پیگیری کرده و نهضت نیز می تواند حساب بیشتری بر روی حمایت آن ها باز کند. و این دقیقاً آن چیزی است که برای تحقق اهداف حرکت سبز ملت ایران ضروری و حیاتی است. مطمئناً اگر شهرستانهای بزرگ کشور، با قاطعیت و نمود بیشتری به جنبش بپیوندند، حکومت قادر نخواهد بود همه معترضین را سرکوب کند. و این آغازی خواهد بود برای عقب نشینی حکومت و نشستن پای میز مذاکره با نمایندگان سبز ملت سبز ایران. هرچند این راه که حکومت می رود گویا تنها به ترکستان است.

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.



دیدگاهی بگذارید »

آغاز یک وبلاگ سبز

چندی است منتظر فرصتی برای راه اندازی یک وبلاگ سبز هستم تا بتوانم یادداشت ها، خاطرات و نظرات خود را در مورد جنبش سبز ملت ایران که از 6 ماه پیش و با پیوستن زنان و مردان از هر قشر و سن و سالی به آن آغاز به فعالیت کرد در آن ثبت کنم. شاید بتوانم قطره ای کوچک از این دریای بیکران باشم. و شاید بتوانم سهم کوچکی در پیروزی جنبش و رسیدن آن به اهداف سبزش ایفا کنم. تا در هنگامه پیروزی من نیز حرفی برای گفتن داشته باشم و در آینده به خود ببالم. هرچند زیبایی این جنبش به همه مبارزان گمنام آن است. مبارزانی که تنها وقتی شهید می شوند شناخته می شوند و چه دیر

امروز بعد از چندین ماه بالاخره انگیزه و اشتیاق و وقت کافی برای راه اندازی این وبلاگ پیدا کردم و کار را به فردا نیانداخته و با نام خدا شروع کردم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خوانده شده و مفید و مؤثر باشد. انشاالله

دیدگاهی بگذارید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.